مرتضى مطهرى

244

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كثرتهايى است كه بالذات مربوط به خود ادراكات است و ربطى به كثرت واقعى مدركات ندارد ، و به عبارت ديگر آن كثرتى كه مورد توجه خوانندهء محترم است - يعنى كثرتى كه ادراكات به واسطه كثرت مدركات دارند - از جنبهء انفعالى ذهن سر چشمه مىگيرد و اما آنچه مورد بحث و تحقيق اين مقاله است كثرتهايى است كه از جنبهء فعاليت ذهن ناشى مىشود و عامل اصلى آن ، تكثير خود ذهن است . در ضمن تشريح كيفيت حصول كثرت در ادراكات ، راه حصول ادراكات يعنى اينكه ادراكات و تصورات از چه مجرايى وارد ذهن مىشود و همچنين حدود توانايى ذهن در كسب مجهولات و اينكه در چه حدودى ذهن بشر قدرت مداخله و قضاوت دارد نيز تشريح مىشود . هر چند در اين مقاله تحت عنوان « حس و عقل » بحثى نشده ولى نتيجه‌اى كه از بحث حس و عقل انتظار مىرود ، از مباحث مختلف اين مقاله مىتوان گرفت زيرا در ضمن مطالب اين مقاله تشريح مىشود كه چه سنخ ادراكات است كه ذهن مستقيماً از راه يكى از حواس خارجى يا داخلى از يك پديده‌اى صورت گيرى و عكسبردارى مىنمايد و چه سنخ ادراكات است كه از اين قبيل نيست و ذهن از غير راه احساس مستقيم به آن ادراكات نائل مىشود . از آنجايى كه نه در فلسفهء قديم و نه در فلسفه و روان‌شناسى جديد سابقه ندارد كه تحت عنوان « كيفيت پيدايش كثرت در ادراكات » ، ذهن و ادراكات ذهنى مورد نقّادى و تجزيه و تحليل قرار بگيرد ممكن است ابتدا تا اندازه‌اى مطالب اين مقاله با ذوق خوانندهء محترم غير مأنوس جلوه كند ، ولى ما در پاورقيها سعى مىكنيم مطالب را با اصطلاحات و مطالبى كه اذهان خوانندگان محترم با آنها مأنوس است تقريب و تفهيم كنيم و مخصوصاً هر جا كه با نظريات فلاسفهء جديد تماس پيدا مىشود ، تا آنجا كه مقدور ماست و با وضع اين مقاله متناسب است ، در تقريب و مقايسه و قضاوت و انتقاد ، سعى بيشترى مىكنيم . همان طورى كه در مقدمهء مقاله 4 گفته شد مسائل مربوط به علم ( ادراك ) چه در فلسفهء قديم و چه در فلسفه و علوم جديد بسيار حائز اهميت است و بالخصوص